سيد جعفر سجادى
1080
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
شهيد - ( اصطلاح عرفانى ) آنكه در پرتو تجليات معشوق مندك شود . يوسف رازى گويد : « من عشق فعف و كتم ثم مات فهو شهيد » ( از طبقات ص 186 ) . مولوى گويد : من شهيد عشقم و پر خون كفن * خون بها اندر كفن مىآيدم بر سرم نه آن كلاه خسروى * كانچنان شيرين ذقن مىآيدم و شهيد در اصطلاح فقهى كسى را در اسلام شهيد گويند كه در معركهء قتال و جهادى كه بامر نبى يا نائب خاص او باشد كشته شود و بر غريق ، مبطون و . . . . نيز اطلاق شده است و شهيد در اصل از شهود است يعنى حضور يا از شهادت است ببصر و بالجمله كسانى كه در راه خدا كشته ميشوند شهيد گويند يا از جهت آنكه ملائكه نزد آنها حاضر شوند يا از جهت حضور روح آنها نزد حق . ( از كشاف ج 1 ص 814 ) . شَىء - ( اصطلاح فلسفى ) شىء يعنى چيز . فلاسفه لفظ شىء و وجود را مساوق و مساوى ميدانند و آنچه لفظ شىء بر آن اطلاق مىشود لفظ موجود نيز بر آن اطلاق ميگردد . ( تفسير ص 451 ، 721 ، 106 - اسفار ج 1 ص 197 - ج 3 ص 157 - شفا ج 2 ص 295 ) شُهرَت - ( اصطلاح اصولى است ) شهرت در فتوى را نيز بعضى حجت ميدانند و آن عبارت است از آنكه مشهور فقها بر آن فتوى دهند و بالجمله بر مساله فتوا دهند . ( از رسائل ص 61 ) . الشَّيبانيَّه - ( كلامى ) از فرق خوارج از ثعالبهاند اين گروه پيرو شيبان خارجىاند كه در زمان ابو مسلم خراسانى خروج كرد و قائل به مشيت خداى بود و ساير ثعالبه او را تكفير كردند بدليل همكارى او با ابو مسلم سردار عباسيان ( از مختصر الفرق ص 86 ) . شَياطينُ الإنس - ( اصطلاح اخلاقى ) اهل آراء فاسده كه بدان اخلاق و آراء انس يافته و اتباع و پيروان خود را به اخلاق و آراء پست و فتنهانگيزى تشويق و ترغيب نمايند . ( از اخوان ج 4 ص 58 ) شَيخ - ( اصطلاح اهل درايه و عرفان ) و كسى است كه بسن پيرى رسيده باشد و يا كسى است كه سن او از 40 سال متجاوز باشد و برخى از 50 تا آخر عمر را شيخ گويند يا از 50 تا 80 را و اطلاق به كثير العلم ، رئيس طائفه كه كثير العيال است و كثير المال و كثير الولد و استاد شود و در اصطلاح خاص كسى است كه مستند حديث باشد و شيخان نزد فقهاء تسنن ابو حنيفه و ابو يوسفاند . نزد عرفا انسان كامل است كه در علوم شريعت و طريقت و حقيقت كامل شده باشد . كاشانى گويد : مراد از شيخى ، درجهء نيابت نبوت است و شيخ نايب نبى است و بايد در مريد تصرف كند و آينهء دل او را صاف كند و از زنگ هواى طبيعت زدوده كند . مقام شيخ مقامى است برتر كه در آن مقام هر چه خواهد شود . مولوى گويد : كاين دعاى شيخ نى چون هر دعاست * فانى است و گفت او گفت خداست